کتاب چریک

جشن نگیرید!

جشن نگیرید! که تازه همه کاسه کوزه ها را سر خود شکسته ایم!

براستی یک چریک کی جشن میگیرد و کی شادمان است!

باید شبانه روزی رزمید، دیگر فرصتی برای خوابیدن نیست، این قطار با این همه وزن در سراشیبی تندی افتاده است، اگر با تمام تجهیزات سالم به ایستگاه برسد می تواند ترمز کند و زودتر از همه به سلامت به خط پایان برسد اما اگر قطار نقص فنی داشته باشد و ترمز نگیرد در ایستگاه فاجعه ای در انتظار است!

چریک باید خودت باشی!

هلا! تیرهایت دیگر مشقی نیست، مواظب خط آتش ات باش! هدفت را در مگسی تفنگت گم نکن! تیر خطایت مساویست با شلیک دشمنت در خال پیشانی!

   + چریک ; ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢۳
comment نظرات ()

چریک و دشمن

وقتی غبار کارزار بالا گرفته است و نیروهایت تار ومار شده اند و هر یک به گوشه ای خزیده اند،  ابتدا مکان دشمن را شناسایی کن! همان دژهای مستحکمی که بر نیروهای حقیقت آتش می ریزد، سپس خط آتش دشمن را دنبال کن! آن منطقه ای که دشمن می کوبد منطقه امن توست! هر چقدر هم که پر تلاطم باشد!

آری، منطقه امن چریک آنجایی است که دشمن می کوبد، چرا که چریک آنجا می تواند آزادانه و عالمانه بجنگد! آزادی مبارزه! چه مفهوم زیبایی!

خط آتش جبهه نفاق را شناختن مشکل است اما خط آتش جبهه کفر آشکارا آتش می ریزد! شاید برخی از ما، در شناسایی دشمن دچار اشتباه شده باشیم اما دشمنان ما هرگز اشتباه نکرده اند! همان جایی را کوبیده اند که مرکز نیروهای خودی ما بوده است!

چریک! از گرد و غبار کارزار بیرون بزن! دشمنانت راه را به تو نشان خواهند داد!

   + چریک ; ٩:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢٠
comment نظرات ()