کتاب چریک

و اما گلوله

نبردی تاریخی در کار است میان من و من! من اولی که گفتم همانی هستم که قلبم با نام محبوب عالم می لرزد و من دوم همانی هستم که در این راه پایم می لرزد! دوئلی تاریخی برپاست. دوئلی عشقی! عشق برسر محبوب! کدام من پیروز خواهم بود؟ ودر این میان یک گلوله در کار است که باید قلب دیگری را از سینه بیرون بکشد! اینجا دیگر تیربارچی ها هم کم می آورند آنان که عمری به نماز و عبادت گذرانیده اند! اینجا تک تیرانداز نیاز است. حکایت محبت حکایت تک تیراندازی است! همه قصه شرح یک گلوله است ومن گلنگدن را کشیده ام ماشه را نیز فشرده ام و حال منتظر درآمدن صدای باروت و خروج گلوله از لوله تفنگ هستم! این است مستند زندگی من!

من گلوله را دوست دارم چه بر قلبم نشیند و چه آن را شلیک کنم! در هر دو حال مرا به محبوبم نزدیک می کند!

آهای تک تیراندازان! هر گلوله ای که به تفنگتان خورد بردارید دقتتان را بر سر هدف گیری بگذارید!

و اما بعد چریکان تک تیرانداز، خط آتش را از فرمانده فرمان می گیرند و گلوله هایشان از طرف فرمانده به دست آنان رسیده است از این روست که با شهامت گلوله در تفنگ می گذارند(توسل) و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی و با شهامت شلیک می کنند(توکل)! شک رهزن است!

خدایا من را در برابر من پیروز کن! خودت که منظورم را میدانی ...

 

 

   + چریک ; ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۱٥
comment نظرات ()