کتاب چریک

استتار

استتار از اصول چریکی است!

باید شناخته نشوی!

همان اصل گمنامی را می گویم!

باید راه خودت را بروی و هر چه در خفا باشد بهتر چون این فرصت را از دشمن می گیری تا در برابر تو آرایش نظامی بگیرد آنگاه می توانی در زمان لازم در مکان هدف باشی!

تیر بزنی و تیر نخوری!

چریک از هر چه به دستت می رسد برای استتار استفاده کن و از فرصت استتار برای قوی تر کردن که لحظه حمله توان زیادی می طلبد!

 به هوش! که آفت استتار خواب است. مبادا چشمانت سنگین شوند!

و همیشه به خاطر داشته باش که دشمنت هم حتما در نزدیکی ات در استتار است این را می توانی از خون گرم همرزمانت که در کمین افتاده اند بفهمی!

   + چریک ; ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۱٩
comment نظرات ()

چریک و دشمن

وقتی غبار کارزار بالا گرفته است و نیروهایت تار ومار شده اند و هر یک به گوشه ای خزیده اند،  ابتدا مکان دشمن را شناسایی کن! همان دژهای مستحکمی که بر نیروهای حقیقت آتش می ریزد، سپس خط آتش دشمن را دنبال کن! آن منطقه ای که دشمن می کوبد منطقه امن توست! هر چقدر هم که پر تلاطم باشد!

آری، منطقه امن چریک آنجایی است که دشمن می کوبد، چرا که چریک آنجا می تواند آزادانه و عالمانه بجنگد! آزادی مبارزه! چه مفهوم زیبایی!

خط آتش جبهه نفاق را شناختن مشکل است اما خط آتش جبهه کفر آشکارا آتش می ریزد! شاید برخی از ما، در شناسایی دشمن دچار اشتباه شده باشیم اما دشمنان ما هرگز اشتباه نکرده اند! همان جایی را کوبیده اند که مرکز نیروهای خودی ما بوده است!

چریک! از گرد و غبار کارزار بیرون بزن! دشمنانت راه را به تو نشان خواهند داد!

   + چریک ; ٩:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢٠
comment نظرات ()