فرمانده به فرمانده
فرمانده به فرمانده اش چه می گوید؟ این از اسرار محرمانه است! هیچکس نباید بداند جز اهل سر. و آنگاه که فرمانده به ضرورت سخن گوید به رمز باشد که شنود دشمن اگر هم بسیار قوی بود فهم اسرار نتواند!
اما به هوش ای چریک! اگر در جبهه ای دیدی که فرمانده بدون رمز فرمانده اش را خطاب کرد و بدون رمز سخن راند بدان که در تنگنای محاصره افتاده است، بدان که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد! بدان که غریب و تنها مانده است! اگر خواستی به آب و آتش بزنی بدان که وقتش رسیده است. اگر صدای فرمانده ات را شنیدی که به فرمانده اش بغض آلود می گفت: دعایم کن! بدان که دیگر رمزی در کار نیست، بدان که فرمانده ات در کمین افتاده است! وقتی دیدی که حرف خلوت دل خویش را بر روی فرکانس بی سیم آورده است از آن به بعد نفسهایش را هم می توانی بشماری! که این پیش گویی نیست بلکه سرنوشت تاریخی فرماندهان چریکان است! اگر فرمانده ات گفت که همه چیزش را برای فدا کردن مهیا کرده است بدان که دشمن ضربات کاری بر او وارد کرده است وآنجاست که فرمانده هر چه داشته باشد به میدان خواهد آورد!
چریک! تو متهمی که یک عمر گریه کردی در سوگ فرمانده ای که تنها ماند!
چه حاصل از اینهمه اشک و ناله اگر فرمانده تو هم تنها بماند!
گریه هایت را بگذار در دل شب و روزها بخروش!
بخروش همانگونه که فرمانده ات می خواندت!
خروشی شاید مثل صبوری!
نظرات ()
