میدان مین
هوای چریکی هنوز در سر است اما با رنگ و بویی متفاوت. مثل آنکه در یک سپاه از نیروی زمینی به نیروی هوایی منتقل شوی سر کارت به جای آنکه با تانک ونفربر باشد با هواپیماست و هلی کوپتر. احساس جالبی است و تلاش مضاعفی می طلبد باید پایه های چریکی ات را سرمایه کنی تا خلبان خوبی برای نیروی هوایی شوی و آموزشهایی جدید و گهگاه سخت در پیش است جز این اندیشه ای دیگر مکن برای خودت در نیروی زمینی هر چه بودی تمام شد حالا دیگر تو سرباز نیروی هوایی هستی باید آغازی دوباره در سر داشته باشی
هنوز فرمانده ات همان فرمانده است چه بسا شیرینتر خود را به تو نشان داده باشد همین که دستت را گرفته و نیروی عملیاتی ات را تغییر داده باعث شده که بیشتر احساسش کنی یعنی هنوز به فکر توست و برایت طرح عملیات می ریزد هنوز به دردش می خوری.
برهه هایی از زندگیست که به میدان مین می رسی و راهی جز رفتن نداری یک قدم اشتباه نابودت می کند تنها این توکل است که نجاتت می دهد. ترسوهای بی توکل پاییشان را آهسته برروی مین می گذارند و شجاعان پر توکل با قدمهای محکم از میدان مین می گذرند.
تخریب چی هم باشی از پس همه انواع مین بر نمی آیی دشمن بسیار حیله دارد ذره ای به خودت ببالی پودر خواهی شد.
نظرات ()
