کتاب چریک

نامه ای به همسر چریک!

یکی از دوستان چریکم ازدواج کرده است!

( کاش همسر دوستم، این مطالب را بخواند.)

و این نامه ای است به همسر یک چریک!

حضور محترم همسر دوستم، سلام علیکم.

با عرض ادب و احترام

تبریک فراوان خدمت شما عرضه می دارم بابت انتخابی که کردید و در مقابل صد البته چریک قصه های ما هم همیشه بهترین ها را بر می گزیند...

چریک برای چریک! این یک اصل است( الطیبات لطیبین) 

غرض از نوشتن این نامه وصف چریکان نیست و در این مجال من نمی خواهم داستان سرایی کنم بلکه تنها می خواهم گرای چریک را به شما بدهم تا راحتتر او را شناسایی کنید، همین!

از سابقه آشنایی ام با او می گویم.

چند صباحی در خاکریزی تحت پرچم فرمانده جنگیده ایم به عشق فرمانده نفس کشیده ایم و دیگران را به نفس کشیدن فرا خوانده ایم و شما نیک می دانید یک چریک بدون فرمانده هیچ ارزشی ندارد! و شما می دانید که بالاترین آرزوی هر چریک جلب رضایت فرمانده است. محمد را می گویم.

و من شهادت می دهم که محبت فرمانده در سینه اش موج می زند،

من شهادت می دهم که عیار خلوصش بالاست،

من شهادت می دهم که اگرخانواده شما قبل از ازدواجتان برای تحقیق  به من زنگ زده بودند، من حتما برای توصیفش لغت کم می آوردم دقیقا مثل حالا...

اصلا، چریک که قابل وصف نیست.

چریکی که همیشه در استتار است و شب ها به خط می زند را چگونه توصیف کنیم؟

در توصیفش چاره ای نداریم مگر آنکه مکانش را توصیف کنیم.

وقتی در میان شاخ و برگ یک درخت پنهان است او را یک درخت کهن و با ریشه بنامیم. 

وقتی در دل کوه پنهان است او را چون کوه راسخ بنامیم.

 وقتی که در اعماق دریا به غواصی است او را دریا بنامیم پر از مروارید و گوهر که باید کشف شود.

محمد را می گویم!

البته این حرفها هیچ تناقضی با یک سور درست و حسابی که چریک باید بدهد ندارد. باز هم محمد را می گویم! که اغنیا مشهد می گویند شیشلیگ های شاندیز مزه ای دیگر دارد!!!

که به حول و قوه الهی این سور را از چریک خواهیم گرفت.

به هر حال برای شما و همسرتان _محمد را می گویم_ آرزوی چریکی با معرفت در راه فرمانده را دارم

اللهم اجعلنا من انصاره و اعوانه

والسلام

الچریک الخاکیه

   + چریک ; ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٤
comment نظرات ()